آبجی کوچیکه و داداش بزرگه

خرید بک لینک
وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ2/1/2006 يعني روزدوم کریسمس(و 12 دی 84) یه صبح برفی اما آفتابى و زيبا بيمارستان (دندريد استکهلم ) ساعت 9:45 صبح ، مهمونی که سالها منتطرش بودیم از راه رسید، يه فرشته ناز که شد سوگلي قلب مامان ، شد دنی دوردونه خونه .و 3سال بعدساعت 8:20 صبح روز 23 مهر 87 اما این بار ( مشهد ) ؛ دینای نازم اومد که شیرینی لحظه های ما رو دو چندان کرد .مینویسم برای خودم و دردونه ها تا یه روزی بازخوانی این لحظه ها شادی بخش روزهامون بشه.. آبجی کوچیکه و داداش بزرگه ...

ما را در سایت آبجی کوچیکه و داداش بزرگه دنبال می‌کنید

برچسب: مادرشدم, نویسنده: بازدید: 32 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:16

به همین سرعت ! روزها ماه ها و سالها میگذرن و کلی اتفاقای جورواجور اتفاقهایی که بعضی رو حتی بخواب نمیدیدم!!! ارشد رو شروع کردم و به نیمه رسوندم خونه رو ساختیم و بعد سالها آرامش نشستن تو خونه ی ویلایی پر گل و حیاط خصوصی رو به دل چشیدم.. دانیال بدمینتون رو به جد ادامه داد و الان تو بهترین وضعیت ممکن داره پیش میره جوجه ها بزرگ شدن ..همراه دردسرهاشون! خاله شدم! اونم خاله بزرگه ! مغز بادومی... نسل سومی ! اولین نتیجه خانواده !مهدیار نازنینم که هنوز ندیدمش یه سفر در پیش داریم.. سفری که شاید خیلی چیزها رو لاااقل برای من تغییر بده..خوب و بد نمیدونم.. هرچی خیر باشه... خلاصه ماههای پر اتفاقی گذش آبجی کوچیکه و داداش بزرگه ...

ما را در سایت آبجی کوچیکه و داداش بزرگه دنبال می‌کنید

برچسب: اردیبهشت, نویسنده: بازدید: 32 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:16

صفحه بندی